أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

87

قانون ( فارسى )

فصل پنجم - ماهيچه‌هاى پلك - از آنجا كه نيازى به حركت پلك تحتانى وجود ندارد ، زيرا كه كارهاى مورد نياز مانند چشم برهم نهادن و خيره نگريستن تنها بوسيله پلك فوقانى صورت مىپذيرد . - و از آنجا كه اراده خداوند تعالى بر آن است كه براى انجام هر كارى تا سرحد امكان از كمترين ابزار و آلات استفاده شود ، چه ( همچنانكه گفته‌اند : هركه بامش بيش برفش بيشتر ) در تكثير آفاتى است غير قابل انكار . گرچه ممكن بود اين امر به صورت معكوس انجام گيرد ( در حركت پلك‌ها و باز و بسته شدن چشم پلك بالائى ساكن و پائينى متحرك باشد ) ، ليكن حكمت آفريدگار بر اين است كه كنش‌ها را بر طبق بهترين شيوه و صحيح‌ترين روش‌ها به منشاء نزديك دارد و مطابق برنامه درست و صحيح سبب‌ها را به سوى مقصد گسيل دارد . - چون پلك فوقانى به رستنگاه اعصاب نزديكتر از پلك تحتانى است و وقتى عصب به سوى پلك مىآيد تا آن را به حركت وادارد ، اگر به طرف پلك فوقانى مىآمد ، راه مستقيمى سير مىكرد و نيازى به تغيير مسير و دور زدن و برگشتن نداشت - و از آنجا كه در حالت چشم گشودن بايد پلك به طرف بالا باز شود و در هنگام ديده برهم نهادن به سوى پائين سرازير گردد و در آن وضع هنگام چشم برهم نهادن ، پلك نياز به كشنده‌اى داشت كه آن را به سوى پائين بكشد ، بنابراين چاره‌اى نيست كه عصب آن را هم به طرف پائين و هم به طرف بالا بجنبش درآورد . « 112 - ج » اگر اين كار به عهده پلك تحتانى بود ، عصبى كه به طرف او مىآمد حتما مىبايست راه خود را به سوى پائين انحراف دهد . بعد به سوى بالا رود و اگر آن پى يكى بود ، چاره‌اى نبود كه يا بكناره پلك بچسبد و يا به وسط آن بپيوندد ، و اگر بوسط پلك مىپيوست موقعى كه به سوى بالا روانه مىشد حدقه چشم را مىپوشاند و اگر به كناره پلك مىچسبيد ، الزاما به تنها يكى از دو كناره مىچسبيد و در چنين حالتى چشم برهم نهادن انجام نمىشد و ناچار كجروى رخ مىداد ، و در جائى كه وتر با پلك در تماس بود ، برهم آمدن پلك به تندى بوقوع مىپيوست و در آن سوى كه از تماس پى دور بود سستى رخ مىداد و در نتيجه فرود آمدن پلك در دو طرف يكنواخت نمىشد و اين چشم برهم نهادن به همان حالت دهن‌كجان مىمانست . - براى راست آمدن اين عمل نه تنها يك ماهيچه بلكه دو ماهيچه « 112 - د » براى پلك

--> ( 112 - ج ) - ماهيچهء بالابرندهء پلك فوقانى پلك را بالا مىبرد . همچنين ماهيچهء حلقوى چشم و تنگ‌كنندهء فوق مژگانى در بستن پلك‌ها و فشار بر روى كيسه اشكى و حركات ابروها نقش عمده‌اى دارند . ( 112 - د ) - ماهيچه‌هاى حلقوى كاسه چشم و پائين‌كشنده فوق مژگانى